تیک تاک ساعت تاک تیک تاریخ است

گاهی دوست دارم پایتخت نشین باشم!!

تو جزءکدوم گروه ای؟؟گروهی که از شهر خودشون فراری اند و عشق پایتخت اند یا گروهی که به شدت وابسته و دوستدار شهر خودشون هستند و کلی بهش افتخار میکنند؟؟

 

 

من جزء گروه دومم و همیشه به کرمانشاهی بودنم افتخار میکنم و به شدت عاشق شهرم هستم.

شهری که کافیه از پشت بوم خونت یه نگاهی بهش بندازی تا ببینی که چقدر قشنگ دور تا دورشو کوه  فرا گرفته.

شهری که  هروقت بیش تر از 1 هفته ازش دور میشم دلم براش یه ذره میشه.

شهری که معروفه به شهر((رنگ و دنگ و سنگ))

رنگ:برای تنوع رنگ لباس

دنگ  (به زبان کردی یعنی صدا):برای موسیقی

سنگ:برای کوهستانی بودن و طاق بستان و بیستون

شهری که یه روز تعطیل به هر طرفش که بخوای بری میرسی به یه منطقه سرسبز و چشمه و رود

شهری که وقتی تو ترافیک تهران و هوای آلودش گیر میکنی قدرشو بیشتر میدونی

 

اما من در سه مورد خاص واقعا دلم میخواد که پایتخت نشین باشم:

 

1)جشنواره فیلم فجر:آخ که چقدر حسودیم میشه به اونایی که هیچ سالی جشنواره رو از دست نمیدن و ما فقط از طریق روزنامه و تلوزیون دنبال میکنم و همی حرص میخوریم

 

2)نمایشگاه کتاب:تا حالا دو بار خواستم با دانشگاه برم اما نشده .ای روزگار...

 

3)کنسرت:همین دیشب تو روزنامه خوندم که هنگامه اخوان چند روز دیگه کنسرت داره و من چقدر دوست دارم این کنسرت رو برم یا چند سال پیش کنسرت همنوا با بم استاد رو یا...اما چه کنم که بسته پایم؟؟؟

 

یه ضرب المثل کرمانشاهی میگه:((جوان مرگش نباشه))و یه ضرب المثل دیگه هم میگه:((ناراحتی برای نداشته ها یعنی از دست دادن داشته ها))پس ما نتیجه میگیریم امروز عصر یه سری به طاق بستان بزنیم و از هوای توپش و سرسبزیش لذت ببریم و کلی برای شهر عزیزمون کیف کنیم.

 

 

 

پ ن1:خیلی ها از لهجه کرمانشاهی ایراد میگیرند و سعی در پنهان کردنش دارند اما من فاش میگویم و از گفته ی خود دلشادم که به لهجه ام بسی افتخار میکنم.

پ ن2:هر جای ایران که هستی به شهرت افتخار کن چون هیچ جا زاد گاه آدم نمیشه...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱٤ امرداد ،۱۳۸۸ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ  توسط سپیده  نظرات ()