تصمیم کبری در یک لحظه
فکر کن از اون روزی که دانشگاه قبول شدی فقط و فقط هدفت فوق بوده و تو طول ترم هم جوری واحد برمیداشتی که که بتونی سال آخر دانشگات امتحان فوق بدی.بعدشم بشینی بادوستت کلی برنامه بچینی که از کی شروع کنی درس خوندن و حتی روزای سالن مطالعه رو هم مشخص کنی بعد یهو خیلی قاطع به همه اعلام کنی که به نظر من فوق خواندن کار مزخرفیه و من تحت هیچ شرایطی برای فوق نخواهم خواند.
یا مثلا فردا جشن عقد دختر عمت دعوت باشی بعد یهو تصمیم بگیری که موهات رو حنا بگیری و هرچی ملت بگن نکن اینکارو تو اینکارو بکنی.و وقتی موهای خوشرنگت رو تو آیینه ببینی حظ کنی از این تصمیم گرفتنت.
کلا آدمی هستم که همیشه اینجوری تصمیم میگیرم.تا الانم خدارو شکر پشیمان نشدم.میخوام بعد از مدتی یه حال اساسی به دلم بدم و طبق نظریاتش عمل کنم...البته به جز در یه مورد به خصوص.
پ.ن١:یکی از بهترین مسافرتهایی بود که تا حالا رفتم.البته جای دوستاه پایه ی همیشگی فوق العاده خالی بود.
پ.ن٢:از این به بعد حضور پررنگ تری خواهم داشت.
