تیک تاک ساعت تاک تیک تاریخ است

روزها...

بین روزهایی که میآیند و میروند بعضی روزها هستند که دلت میخواهد آنها را از دل تقویم بیرون بکشی و بگذاریشان جایی که هر لحظه چشمت بهشان بیفتد ...نگاهت به آن تاریخ بیفتد و لحظه به لحظه آن روز و آن ساعت برایت تداعی شود و دلت از مزه مزه کردن آن لحظه ها قنج برود...

بعضی وقتها دلت میخواهد کل تقویم پارسالت را در ۶٠یا ٧٠ روز خلاصه کنی.خلاصه کنی به تعداد روزهایی که واقعا زندگی کرده ای و طعم آن روزها هنوز زیر دندانت است.

تقویم سال ٨٨ هنوز روی دیوار اتاقم است.امروز بلاخره برداشتمش.روزهای خاص زندگیم را با خودکارهای رنگی علامت زده ام.علامت زده ام که یادم بماند که چه روزهایی خدا چقدر قشنگ به من نگاه کرده و حتی بعضی روزها بهم خیره شده...

تقویم سال ٨٩ رو به دیوار میزنم.هنوز هیچ علامتی روی روزهایش وجود ندارد.منتظر علامتی است که تا حالا نخورده...

 

خدای مهربانم!!!!!

 تقویم سال ٨٩ اتاقم دلش یک عالمه روزهای علامت زده میخواهد.دلش میخواهد ٣۶۵ روزش علامت بخورند.هوایش را داشته باش...

+ نوشته شده در  سه‌شنبه ٧ اردیبهشت ،۱۳۸٩ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ  توسط سپیده  نظرات ()