مشترک مورد نظر خسته میباشد...
با امروز دقیقا ١٨ روزی میشه که خسته ام.آره دیگه...از ١٣ بدر تا الآن اینجوریم.حتی صبح ها بعد از یه خواب ٨ ساعته باز احساس خستگی میکنم.شاید در این ٢١ سال اولین باری باشه که اینجوری میشم و اینقدر طولانی میشه.
بعضی وقتها خودمم خندم میگیره...دیشب داشتم جزومو کامل میکردم و خودکارم قطع کرد.بقیه خودکارام تو کمد زیر کتابخانه بود که یه دومتری از من دور بود...فکر کن من نزدیک ٢٠ دقیقه همین جوری منتظر نشستم تا یکی از در اتاقم رد بشه و من بهش متوسل بشم که برام خودکار بیاره...یا مثلا گوشیم تو اتاق بود و من تو پذیرایی نشسته بودم که صدای اس ام اس اومد دیگه اونموقع حدود ١٠ دقیقه ای با خواهرم بحث کردم سر اینکه براش ریاضی توضیح بدم و کوله پشتیم رو سه روز ببره تا راضی شد که بره گوشیم رو بیاره...یعنی بدانید و آگاه باشید که شدت خستگی تا کجاست!!
وقتی ساعت ٧ کلاس دارم شب قبلش ساعت ١١:٣٠ کل برقها رو بدون هیچ گونه توجهی به سایر اعضا خاموش میکنم و دیگه ساعت ١٢ خوابم(شبای عادی تا ٢ بیدارم)
و همش استرس این رو دارم که حداقل ٧ ساعت بخوابم واگه صبحش مامانم منو ساعت ۶:۵٧ بیدار کنه بازم اون سه دقیقه رو میخوابم...
خلاصه عجیب خسته ام عجیب...
پاره ای از توضیحات:
١)بعد از عید ٣تا پست متفاوت گذاشتم که هر کدام را بعد از ٣ ساعت بدون هیچ دلیلی حذف کردم.
٢)دلم به شدت خانه سبز رو میخواد با اون صدای منحصر به فرد شکیبایی وقتی که میگفت :عاااااااااااطفه...
٣)دیدن سی دی کنسرت گروه شمس و همای را از دست ندید از من خسته گفتن بود.
۴)خدا این ترم را به خیر بگذراند(آمین)
۵)زین پس به جای کلمه دشمن در جمله معروف((کی خسته است ؟؟؟ دشمن))میتوانید از سپید استفاده کنید که خیلیم بهش میاد و واج آرایی ((س))داره.
