تیک تاک ساعت تاک تیک تاریخ است

بازی

سلام بر جمیع دوستان جان که شماها همگی یکان یکان مدیر کل دل بنده اید...تو این روزای مسخره که مشغول بازگشایی پلمپ جزواتم از طرف جانان عزیزم که خیلی خاطرش عزیزه دعوت به یه بازی شدم.که 5 تا از خصوصیاتم رو که شما نمیدونید بگم...منم حرف گوش کن!!بعدش باید 5تا از دوستامو دعوت کنم تا بازی کنن.دوستان جان:غزل میس/نسرین/اراکده/مرتضی/سیمیا(جناب آرمان و سپیده جون(من و پاستیلی) چون میدونم قبلا به این بازی دعوت شدند ولی هنوز بازی نکردند ما دیگه دعوتشون نمیکنیم...وگرنه حتما جزو مدعوین بودند)وجدانا اینایی که دعوت کردم اگه بازی کنن ....دیگه دیگه...حالا خصوصیات:

1)فوق العاده بچه مامانی ولی لوس نیستم.یه نصفه روز که مامانم خونه نباشه برام اندازه یه ماه تموم میشه.البته پدر جان را نیز به شدت دوست دارم ولی خب بچه مامانیم به شدت...کلا وابستگی هام خیلی زیاده.

2)عاشق بازی:از ورق بازی و منچ و والیبال و وسطی و نجات نجات و... به شدت لذت میبرم و دلم میخواد دایم خدا سیزده به در باشه و من بازی کنم(این کودک درون من فکر کنم روز به روز داره کودک تر میشه...)

3)به شدت ترسو...یعنی اگه تو کوچه تنها راه برم همش حس میکنم یه موتور سوار میاد با چاقو میزنه تو پهلوم و کیفم رو میدزده...یا وقتی سوار تاکسیم(شخصی که عمرا سوار نمیشم)بغل دستی بیچاره که یه تکون میخوره فکر میکنم الانه که چاقوش رو بذاره زیر گلوم و منو بدزدند و...خودمم بعضی وقتا خندم میگیره...

4)از خوردن تمام غذاها و میوه ها و خوراکیها لذت میبرم.بجز مواد گوشتی...از ماهی و مرغ و گوشت متنفرم...ای...(نارنگی خیلی دوست دارم...)

5)خیلی خاطره بازم.از یادآوری خاطرها لذت میبرم...به همین دلیله که حداقل ماهی یه بار آلبومم رو ورق میزنم....(اینم بگم که موسیقی و شعر رو دوست میدارم)

دوستان ما دیگه رفتیم تا پایان امتحانات...دعا یادتون نره.بیاید همگی برای هم دعا کنیم نتیجه اش بهتره.خدانگهدارتون........

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۸ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ  توسط سپیده  نظرات ()